اوج راز نماز، شهود خداوند
نماز گنج عشق است و معراج مؤمن، به وقت سودن سر به خاک و بردن دل به افلاک؛ «که دل حرم الهي است.»
[1] - سمندری، مهدی، اسرار الصلاه یا معراج عشق، با مقدمه : آیه الله حسن حسن زاده آملی.
اوج راز نماز در شهود خداوند نهفته است: « وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ[1]». اين مهم ميسر نيست مگر از محدودة «لا حَولَ وَ لاقُوةَ اِلا بِالله» گذشتن و مرحله «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» را پيمودن و به ذروۀ[2] « لَا هُو إِلَّا هُو» رسيدن. بلکه معناي حقيقي نماز توحيد فناي اوست که: «در راه خدا گم شو، کمال اينست و بس گم شدن گم کن وصال اينست و بس.» نماز سفري است از خود به سوي خدا. البته در ابتدا و انتهاي اين سفر، همسفر راه خداست. «مرا همراه و هم را هست يارم.» چون جز خدا هرچه باشد ضلالت است که :«فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ[3].»
سِرّ هر چيز را بايد در نحوه هستي او يافت؛ نماز نيز يک نحوه حرکت خاص ميشود نه تنها در مقوله کم و کيف، بلکه در جوهر و اصل نمازگزار همه اسرار نماز را ميتوان از آيات ناظر، روايات شارح و ادعيه افتتاحي يا تعقيبي آن و احوال معصومين(علیهم السلام) در هنگام امتثالشان در حالت نماز اثبات کرد.وصول به سر و حقيقت نماز، سراسر وجود نمازگزار را آن چنان تحت تأثير خود قرار ميدهد به گونهاي که وجود وي مظهر درک، احساس و فعل حق تعالي ميگردد؛ لذا ممکن است نوک شکسته تيري را در حالت سجده از پاي نمازگزار بيرون آرند و او احساس درد نکند و در جاي ديگر ناله مستمندي را در حال رکوع بشنود و انگشتریxadاش را بدو دهد. آری، جمع بين اين دو حال از لحاظ ظاهر بسي دشوار میxadنماید ولي با درک عمق راز نماز کاملاً سهل است؛ چون عبدسالک در پرتو طاعت الهی به جايي ميرسد که فقط او را درک و احساس ميکند. پس لازمهاش اين است که بيرون آوردن تير احساس نشود چون احساس آن خلاف حضور قلب است و امري است مُبطل نماز. ولي صداي بينواي مستمند را بايد شنيد و انگشتري را بدو صدقه داد و اين امري است صواب و موافق رضاي حق تعالي.
بله؛ سخن در اين وادي بيپايان است و قلم در توصيف آن ناتوان.
حسین ملکی
+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۶ساعت 22:48 توسط حسین ملکی |
نامه دوست ***قرآن*** Letter of friend...
ما را در سایت نامه دوست ***قرآن*** Letter of friend دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: دوشنبه 28 اسفند 1396 ساعت: 15:37