
آنxadگاه که در تاریکی مطلق، می خواستم برای نماز قیام کنم؛ برخاستم و مهرم را جلوی پایم گذاشتم. در حال قرائت نماز به خود اندیشیدم، مهر کجاست؟ باید نماز را برهم زنم! و بار دیگر جای مهر را پیدا کنم تا مبادا در سجده گاه موضع سجده را نبینم و نعوذ بالله نمازم باطل شود! به ناچار و به علت ترس از فوت وقت، نماز را گزاردم و در این دلهره بودم؛ تا اینکه قرائتم تمام شد و به رکوع رسیدم و کم کم به حالت خمیده به ...
ادامه مطلب
آنxadگاه که در تاریکی مطلق، می خواستم برای نماز قیام کنم؛ برخاستم و مهرم را جلوی پایم گذاشتم. در حال قرائت نماز به خود اندیشیدم، مهر کجاست؟ باید نماز را برهم زنم! و بار دیگر جای مهر را پیدا کنم تا مبادا در سجده گاه موضع سجده را نبینم و نعوذ بالله نمازم باطل شود! به ناچار و به علت ترس از فوت وقت، نماز را گزاردم و در این دلهره بودم؛ تا اینکه قرائتم تمام شد و به رکوع رسیدم و کم کم به حالت خمیده به آن می اندیشیدم ، پس مهر کو؟ و موضع سجده کجاست؟ هر چه بیشتر به جایگاه سجده نزدیک می شدم، چشمانم ذره های تاریکی را به زحمت کنار می زد و در فاصله نزدیک به30سانتی متری...
ادامه مطلب